#خیابان_یکطرفه_پارت_170
تکیه دادم به صندلیِ توی بالکن پتویی که روی پام بود بیشتر به خودم پیچیدم . لبخند روی لبم نشست :
– یکم سرده .
نشست روی صندلی درست چسبیده به من :
– سیگار تو این هوا میچسبه .
پر تعجب نگاهش کردم خندید . دستش و با ژستِ خنده داری روی لبش گذاشت و ادای سیگار کشیدن و در آورد چند ثانیه بعد نفسش و بیرون فرستاد . هوای سفیدی که از دهنش بیرون اومد خنده روی لبام نشوند :
– منم سیگار بکشم ؟
دستش و روی لبم گذاشت و گفت :
– به شرطی که فقط یه پک بزنی !
خندیدم از ته دل . یزدان و تبسم بهمون اضافه شدن :
– چی انقدر خنده داره ؟
شهراد به حرف اومد :
– سیگار کشیدنِ تخیلیه ما !
تبسم کنار شهراد نشست :
– خوب مارو قال میذارین پایینا !
romangram.com | @romangram_com