#خیابان_یکطرفه_پارت_153

چند دقیقه بعد جلوی خونه ماشین و نگه داشت . باورم نمیشد بالاخره رسیدم خونه . این بیرون رفتن برام سخت ترین بیرون رفتنِ زندگیم بود !

– مرسی که امشب طاقت آوردی !

گنگ نگاهش کردم . با نیشخند ادامه داد :

– یه جورایی مطمئن بودم از ثانیه ی اول فرار میکنی ! خیلی بهت سخت گذشت حتی مجبور شدی فیلم ببینی !

لحن تمسخر آمیزش روی اعصابم بود .

– لذت میبرین ؟

– از چی ؟

متعجب به نظر میرسید :

– از مسخره کردنِ من !

انگار انتظار نداشت حرفی بزنم . چیزی نگفت ادامه دادم :

– دیگه مسخرم نکن !

بی خداحافظی عقب گرد کردم و به سمت خونه رفتم . اشکال نداشت اگه یه بار تو خطابش میکردم ! انقدری ناراحت بودم که نخوام بهش احترام بذارم !

گرمای خونه حالم و سرجاش آورد .

– یسنا اومدی دخترم ؟


romangram.com | @romangram_com