#خیابان_یکطرفه_پارت_135
چشماش گرد شده بود .
– همش ۱۰ دقیقه ؟
– پالتوم و عوض میکنم و میام .
– دختر تو واقعا یه تیکه از بهشتی ! فکر کنم مردا واسه به دست آوردنت حسابی سر و دست بشکنن ! تو خودِ موهبتی !
متوجه حرفش نمیشدم . مطمئنا داشت تیکه مینداخت اما نمیفهمیدم این تیکه رو مدیونِ کدوم حرفم هستم !
– مرسی ! برمیگردم !
خندون خداحافظی کرد . به محض اینکه وارد خونه شدم گلی جلو اومد :
– چه زود اومدی . لباسات و عوض کن بیا یه چیزی بخور .
– گلی باید برم .
– کجا مادر ؟
– شام . قرار دارم . . . یعنی کاریه . . . چیزه . . . واجبه که برم .
– باشه . لباس چی میپوشی ؟
– پالتوی شکلاتی ؟
معمولا از گلی میپرسیدم . قانونشم همین بود . گلی کمکم میکرد همیشه .
romangram.com | @romangram_com