#خیابان_یکطرفه_پارت_107
– چرا با همه سر جنگ دارین ؟
منوی کاغذی و بار دیگه نگاه کردم و گفتم :
– بندری میخورم !
چند ثانیه نگاهم کرد و گفت :
– سفارش میدم الان .
سریع گفتم :
– مگه گارسون نمیاد سر میز ؟
یه لنگه ابروش و بالا انداخت و اشاره ای به مغازه کرد :
– به نظرت اصلا اینجا گارسون داره ؟!
از جا بلند شدم و گفتم :
– چی میخورین ؟ قرار بود من مهمونتون کنم پس سفارش هم با من .
بی تعارف گفت :
– از همونی که خودتون میخورین .
بعد از سفارش غذامون برگشتم و دوباره مقابلِ نیکان نشستم . با انگشتاش روی میز ضرب گرفته بود . شاید کارم زیاد درست نبود و نیکان و حتما باید یه رستوران شیک دعوت میکردم ! اگه میرزایی بود اول از همه میپرسید تو کدوم رستوران میز رزرو کردی !
romangram.com | @romangram_com