#خیابان_یکطرفه_پارت_100

-گلی باید برم امتحان رانندگی هم بدم . همینجوری هم دیر شده .

از جا بلند شد و دنبالم تا طبقه ی دوم اومد :

– خب پس برات یه لقمه میگیرم تو راه بخور .

– گشنم نیست .

روش و ازم برگردوند و با ناراحتی گفت :

– من نمیدونم والا تو چی میخوری که همیشه گشنت نیست ! دختر جان این میرزایی همینجوری هم ازت کلی کار میکشه . پس حداقل تو به خودت برس جون داشته باشی خورده فرمایشاش و گوش بدی .

پالتوی شکلاتی رنگ تنم کردم و شالِ مشکی . نگاهی به بیرون انداختم هوا گرفته بود . نیم بوتِ شکلاتی رنگم و به پا کردم و کیفی به همون رنگ هم برداشتم .

– برات دعا میکنم قبول شی . داری از در میری بیرون بسم الله بگو . مواظب خودتم باش .

– خداحافظ .

با فکرِ درگیر راهی شدم . امید حاضر و آماده جلوی در بود . سلام کرد و گفت :

– بریم شرکت ؟

مختصر گفتم :

– امتحان رانندگی دارم .

نشستم عقب سریع راه افتاد . امید من و به جایی که قرار بود امتحانمون گرفته بشه رسوند و خودش یه گوشه منتظرم موند . دخترا و پسرا وایساده بودم و با اضطراب این پا و اون پا میشدن . سردم بود اما برای اهمیتی نداشت . سرم و تو یقه ی پالتوم فرو برده بودم و منتظر به خیابون نگاه میکردم . همه از استرس حرف میزدن اما بازم من حسی نداشتم . چند دقیقه بعد ماشین خالی نزدیکمون اومد و پارک کرد . یه زن از پراید پیاده شد و گفت :


romangram.com | @romangram_com