#خشم_و_سکوت_پارت_109

چهره ی مرد جوان درهم رفت .

- ما می خوایم هر چه زودتر ازدواج کنیم ولی اندرولا درس داره …

اندرولا حرف او را قطع کرد و گفت :

- ما در این باره صحبتامونو کردیم ، مارتین ، من دوست دارم درسمو تموم کنم ولی بیشتر از اون دوست دارم ازدواج کنم .

لئون موشکافانه به اندرولا نگاه کرد و گفت :

- پس فقط تویی که می خوای زودتر ازدواج کنی ، نه ؟

اندرولا سرخ شد و نگاهش را به طرف دیگر گرفت و بعد از آن که لئون سوالش را دوباره تکرار کرد ، اعتراف کرد و گفت :

- بله .

مارتین که سعی داشت موقعیت را برای اندرولا راحت تر کند ، گفت :

- خواهش می کنم اشتباه برداشت نکنید من هم دوست دارم هر چه زودتر ازدواج کنیم ولی احساس می کنم بعد ها اندرولا از این که مدرکش رو نگرفته پشیمون می شه ، چون اون واقعا” به رشته اش علاقمنده .

لئون به آرامی گفت :

- به عبارت دیگه شما می ترسید اندرولا بعدها متوجه بشه که عجله به خرج داده ؟

مارتین سرش را به علامت تصدیق تکان داد و با وجود این وقتی چشمش به چشمان اندرولا افتاد ، کاملا” عدم رضایت در آن ها هویدا بود .

خیلی عجیب بود که لئون هیچ اشاره ای به ثروت اندرولا نکرد . حس درونی به تارا گفت که مارتین باید از شانس خوبش تاثیر مثبتی بر شوهر او گذاشته باشد . بی شک نگرانی مارتین در مورد درس های اندرولا که با صداقت آشکاری بیان شده بود ، موقعیت او را در نظر لئون تقویت کرده بود . مارتین و لئون مدتی گفتگو کردند که نه تارا و نه اندرولا هیچ کدام حرفشان را قطع نکردند . ظاهرا” هر چه می گذشت احترام و قدر و منزلت مارتین در نظر لئون بیشتر می شد .

مارتین با جدیت گفت :

- من می خوام با اندرولا ازدواج کنم ولی رضایت شما رو هم می خوام چون می دونم تو یونان گرفتن رضایت مرسومه ، به همین علتم اومدم شما رو ببینم . امیدوارم شما منو برای خواهرتون شوهر مناسبی بدونین ؟

لئون لبخند خفیفی زد که هیچ گونه نشانی از شوخی در آن به چشم نمی خورد .

- شما خودتون هم می دونید که موافقت من لازم نیست .

- بله ، ولی من خیلی خوشحال تر می شم که شما هم منو تایید کنین .

با این که مارتین اصلا” خودش را کوچک نمی کرد ، احترام خاصی نسبت به لئون در صدایش موج می زد . تارا همان لحظه دید که این طرز برخورد مارتین نظر لئون را جلب کرد ، کسی که تارا می دانست با شخصی که خودش را کوچک کند ، به نهایت تحقیر رفتار می کند .

- شاید من و شما بتونیم بعد از صرف شام خصوصی صحبت کنیم .


romangram.com | @romangram_com