#هوای_تو
#هوای_تو_پارت_221
- اونم به موقعش مي سوزنم تا بفهمي هر كسي الگي نمي تونه پاشو تو اين خونه و خانواده بذاره
چشمانم را به حالت مسخره اي برايش مي چرخانم و با ته خنده اي كه در صدايم است مي گويم:
- واي مامانم اينا ..ترسيدم ...حتما تو بي دست و پا..هم مي خواي اينو بهم بفهموني؟ اره ؟
انگشت اشاره ام را بلند مي كند و چندين بار به وسط سينه اش مي كوبم و با نگاهي تند و تيز مي گويم:
- يادته قبلا بهت چي گفته بودم ؟گفته بودم هر كاري كني با پارسا طرفي...اما از امروز به بعد...بهت مي گم كه يه بار ديگه پاتو كج بذاري... با من طرفي...براي مني كه به موهبت اربابت تا دم مرگ رفتم و برگشتم ...دست به سر كردن تو يكي برام كاري نداره..
بخصوص كه معلوم نيست..كس و كارت كي هستن كه خودتم دوست نداري ببينيشون...از زينبم به طور اتفاقي شنيدم كه به زور يه خواستگار ناقص العقلم داشتي كه جز عياشي و قمار هنر ديگه اي نداشته كه همونم با ديدنت منصرف اين ازدواج شده..حالا برو ببين..چه اعجوبه اي هستي كه اون بخت برگشته ام طمع نگاه كردن بهتو نداشته ......
با هر ضربه انگشت قدمي به عقب مي رود و به در نزديك تر مي شود:
- برو..... از اتاق من و شوهرم پاتو بذار بيرون و گورتو گم كن تا اون روي سگم بالا نيومده ....از اين به بعدم يكي از وسايل اين اتاق كم بشه.. همه رو از چشم تو مي بينم و بلايي به سرت ميارم كه اون سرش ناپيدا ..بلايي كه تلافي سوزندن پر افتخارتو از سرت بپرونه و بفهمونه كجا هستي ..دختره بدبخت بله قربان گو
به حاج خانومتم بگو ..شوهرم گفته ..بدون اجازه اش پامو از اين اتاق بيرون نذارم...پس امر و نهيش بمونه براي كلفتش كه تويي
هاج و واج و ترسان بيرون از اتاق و در بين راهرو به من خيره مي شود و مي خواهد چيزي بگويد كه حاجي خانوم از پله ها بالا مي ايد و به ما چشم مي دوزد و با زهر خندي مي گويد:
- از قديم چه خوب گفتن كه به گدا جماعت كه رو دادي ...صاحب خونه هم ميشه ...
و سپس رو به عصمت مي پرسد:
- زينبو فرستادي بره
عصمت لبخندي مي زند و به سمتش مي رود و پشت سرش قرار مي گيرد و مي گويد:
- بله خانوم..فرستادمش..حالا حالا ها هم نمياد..تا بياد شب شده
و به من خيره مي شود
- دوست داري اينجا حرف بزني يا پايين ؟
قدمي به عقب مي روم و مي گويم:
- تا پارسا نياد من پامو پايين نمي ذارم
پوزخندي مي زند و قدمي به سويم بر مي دارد و مي گويد:
- چرا اون روز نرفتي ؟
- شما با كاراتون نذاشتين
romangram.com | @romangraam