#هوای_تو
#هوای_تو_پارت_197
واقعا رفتارش خنده دار است
- بله..جاي تشكر داره ...دستتون درد نكنه كه امانت پسرتونو از خونه بيرون مي ندازيد
رگه هاي خشم در صورش نمايان مي شوند و من ديگر نمي ترسم و از كنارش مي گذرم
راننده اش با اشاره كوچك او به سمت چمدانم مي ايد..مخالفت..فايده اي ندارد..پس سكوت مي كنم و او چمدانم را با خود به سمت ماشين مي برد و حاجي در حال گذشتن از كنارم مي گويد:
- پسرم اگه باب دلم زن مي گرفت..اونوقت امانت داري مي كردم...اما حالا كه به خواسته خودش گرفته ...بايد تا حالا كه نگه ات داشتم و خرجت كردم ممنونمم باشه
به قامتش در حال پايين رفتن از پله ها نگاه مي كنم...سپس ارام سرم را مي چرخانم و به حاج خانوم كه در وسط سالن ايستاده نگاه مي كنم...و در حالي كه جلو ريزش اشكانم را گرفته ام قدمي به سمت در بر مي دارم و با لبخندي تلخ مي گويم:
- من دارم مي رم...خوشحال باش...اما مي دوني چيه؟ تا اخر عمر اگه هر وقت تو رو به يادم بيارم..حسرت نمي خورم...ناراحتم نمي شم و حرص نمي خورم..مي دوني چرا؟چون ترحم انگيزي ..اون زمان كه يادت بيارم...فقط دلم برات مي سوزه ...
رنگش مثل گچ مي شود و با لبخند ديگري به او لبخندي مي زنم و مي گويم:
- خداحافظ ..حاج خانوم
و به سمت ماشين مي روم..حاجي صندلي عقب نشسته است و راننده اش در باز كرده منتظر نشستن من است ..
در دلم غوغا ست و حسابي بهم ريخته ام ...قبل از سوار شدن نگاهي به حياط بزرگ خانه مي اندازم و خم مي شوم و بغل دست حاجي مي نشينم و به رو به رو خيره مي شوم كه او مي گويد:
- كجا مي خواي بري ؟
نيم نگاهي به او مي اندازم و با متلك مي گويم:
- شما كجا مي خواي سر به نيستم كني ؟
رنگش لحظه اي مي پرد كه با لبخند مي گويم:
- شوخي كردم حاجي ...گفتم اول صبحي با پدر شوهر عزيزم يه شوخي كرده باشم ...مي رم سمت ترمينال جنوب
دستش را به سمتم دراز مي كند و مي گويد:
- گوشيتو بده من
نفسم را بيرون مي دهم و گوشي را از جيبم بيرون مي اورم و به سمتش مي گيرم ... مي دانم مي خواهد تا رفتنم با پارسا تماسي نگيرم ..از اين رو مي گويم:
- اينم براي شما ..مي تونيد داخل چمدونم بگرديد...كه چيزي از اموال شما رو نبرده باشم .....
جوابي نمي دهد و راننده حركت مي كند...از خانه خارج مي شويم..و من از درون بهم مي ريزم...اما خود را محكم نشان مي دهم..كه بگويم انها نتوانستن مرا نابود كنند...
اما كردند..بخدا كه نامرد تر از انها نديده بودم ...
romangram.com | @romangraam