#غرور_شیشه_ای_پارت_173


-فراموش کردی یا خودت رو به فراموشی زدی ؟ حالا که یادت انداختم سوار شو ؟

سودابه سوار ماشین شد

-امروز می ریم چند تا کتاب می خریم بعد اون ها رو با دقت مطالعه می کنیم . امشب کلی کار داریم که باید انجام بدیم

-یعنی شب هم باید کار کنیم ؟

-فقط یک یا دو ساعت . بعد آزادی هر کاری انجام بدی

-ممنون از لطفتون

بعد از خرید کتاب به خانه بازگشتند

افشین گفت :بهتره بیایی و کار رو شروع کنیم بعد برو خونه

-ولی ما تازه رسیدیم ؟

-اشکالی نداره . بیا تو از خونه من زنگ بزن و به مادر بگو که پیش منی .

سودابه موافقت کرد و افشین در را باز کرد و هر دو وارد شدند .


romangram.com | @romangram_com