#غرور_تلخ
#غرور_تلخ_پارت_90

ــ تسليت رو که همه ميگن، حالا يکي هم نگه. چه فرقي داره؟!

حرف هاش قانعم نکرد. بُق کردم.

ــ ماني مسجد اومد. نه؟

ــ آره.

پوزخندي زد و گفت:

ــ چرا سرِ خاک تشريف نياوردن؟

اين برديا هم وقت گير آورده بودا!

ــ شنيدي که، هستي گفت عمل داشته؛ نشده بياد!

ــ عملش مهم تر از تو بوده؟!

ــ من؟ به من چه ربطي داشته؟ اگر هم الآن اومد مسجد، فقط از روي لطف بوده، نه بيشتر!

برديا با لبخند مضحکي که گوشه لبش بود، گفت:

ــ مطمئني فقط لطف بوده؟

چنان نگاه خشمگيني بهش کردم که سکوت کرد. ديگه هيچ حرفي بينمون رد و بدل نشد. من رو رسوند خونه.

بدون خداحافظي و تشکر، رفتم سمت خونه! يه لحظه برگشتم عقب. با تعجب نگاهم مي کرد، محلش نذاشتم. بايد مي فهميد که نبايد اذيتم کنه.

وارد خونه شدم، همه جا من رو ياد بابا مي انداخت. با بغض به قاب عکس بزرگ بابا که به ديوار پذيرايي نصب شده بود و روبان مشکي اي به صورت اريب گوشه ي قاب عکس زده شده بود، زل زدم. چقدر نگاهش مهربون بود؛ لبخندش!

بغضم ترکيد و بلند بلند گريه کردم.

با صدايِ بلند حرف زدن نوشين، چشم هام رو باز کردم، روي مبل خوابم برده بود. نوشين عصبي بود. رو به نگار مي گفت:

ــ يعني پدر زنش اين قدر براش ارزش نداشت، که اون شغلِ مسخره اش رو ول کنه و يه سر بياد مراسم؟

نگار با ناراحتي گفت:

ــ شنيدي که چي گفتم؟ بهش مرخصي ندادن. ما تازه اومده بوديم تهران، نشد بياد.

نوشين با خشم گفت:

ــ امروز صد هزار نفر ازم سراغش رو گرفتن. بعضي ها هم با طعنه مي گفتن آقا مهران تشريف ندارن تو مراسم پدر زنشون؟ همه چيز که پول و کار کردن نيست، خوبه يه کم احترام هم سرمون بشه!

نوشين خيلي عصبي بود، بغض تو صداش موج مي زد، طفلک چقدر زرد و لاغر شده بود. نوشين روي اين جور مسائل خيلي حساس بود.

نگار با دلخوري گفت:

ــ تو چيزهايي که بهت مربوط نيست، دخالت نکن. نتونست بياد، مي فهمي؟ حالا اگه نمي فهمي، مشکله خودته!

نوشين داد زد:

ــ به من مربوطه، پاي آبروي بابام وسطه! دومادش تو مراسمش نبوده و دارم آتيش مي گيرم.

نيما با تحکم گفت:

ــ بس کن نوشين! اين بچه بازي ها چيه؟

نگار با ناراحتي و بغض گفت:

ــ نه نيما، بذار بگه. بگه که من و شوهرم باعثِ آبروريزيِ بابا شديم.

نوشين با بي محلي گفت:

ــ من تو رو نگفتم نگار! اون دوماد شيفته ي کار رو گفتم.

نگار گفت:

ــ اما اون شوهر منه! مي فهمي؟

romangram.com | @romangraam