#غرور_تلخ
#غرور_تلخ_پارت_171


ــ خوب بخوابي عروسکم!

لبخند پهني زدم و گفتم:

ــ مرسي. تو هم خوب بخوابي!

ماني خم شد و پيشونيم رو ب*و*سيد. اگر چه کسي حواسش به ما نبود، اما خيلي خجالت کشيدم.

سوار ماشين نريمان شديم و به خونه رفتيم.

نريمان گفت:

ــ نيلو آبرو برامون نذاشتي. پس فردا برات حرف درميارن که دختره ترشيده بوده و از هولش افتاده تو گِل!

نگار خنديد و گفت:

ــ اي بابا! نريمان تو هنوز اون قضيه رو فراموش نکردي؟ طوري نشده که. جو گير شده خب!

گفتم:

ــ نگار تو ديگه چرا؟ جو گير چيه؟ اين نريمان عادتشه از کاه، کوه بسازه!

تينا بهم نزديک شد و گفت:

ــ خاله نيلوفر امشب پيشتون بخوابم؟

لپش رو ب*و*سيدم و گفتم:

ــ آره خاله!

نگار گفت:

ــ خاله رو اذيت نکني!

تينا گفت:

ــ قول ميدم!

دست تينا رو گرفتم و با هم به اتاقم رفتيم. تينا آروم کنارم خوابيد. من هم شب خوابم رو خاموش کردم و بدون هيچ فکري خوابيدم.

** *

حميرا آرايش غليظ و زننده اي کرده بود و گوشه ي سالن نشسته بود. اصلا کسي رو محل نمي ذاشت و همينش جاي شادي داشت. حداقلش امشب نوشين از شر حرف هاي نيش دار خواهر شوهر راحت بود!

بالاخره شوهر يلدا رو هم قسمت شد و زيارت کرديم. پسري فوق العاده لاغر و قد بلند، با پوستي سفيد و چشمايي آبي! نوبر بود! بيشتر شبيه نربون دزدها بود تا شوهر! از سليقه ي يلدا تعجب کرده بودم.

يلدا خيلي به خودش رسيده بود. پيراهني به رنگ سبز کاهويي پوشيده بود. پيراهنش خيلي تنگ و باز بود. هر چند جاي تعجب نداشت!

من هم که يه بلوز و دامن لي پوشيده بودم و موهام رو هم ساده رو شونه هام ريخته بودم!

بالاخره بعد از مدت ها انتظار، برديا رو گوشه ي سالن تنها يافتم! فکر شيطاني اي تو سرم جولون مي داد!

يه سيني دستم گرفتم و دو تا ليوان شربت تو سيني گذاشتم و به سمت برديا حرکت کردم.

سرش پايين بود. با پوزخند گفتم:

ــ به به پسر خاله! البته اين قدر گمنام شدي که اسمت رو هم يادم رفته!

برديا سرش رو بالا گرفت. طبق عادت هميشگيش دست هاش رو تو جيب شلوارش جا داده بود. ته ريش، خيلي به قيافه ي مردونه و جذابش مي اومد. يه تيشرت چسب مشکي پوشيده بود. غم و خستگي رو راحت تو چشم هاش مي خوندم.

خيلي سرد و بي احساس گفت:

ــ سلام دختر خاله!

کلمه ي "دختر خاله" رو يه جور خاصي ادا کرد، که من حس کردم خواسته پسر خاله گفتن من رو تلافي کنه!

سيني شربت رو جلوش گرفتم و گفتم:


romangram.com | @romangraam