#قصر_متروکه_خون_آشام_پارت_99
خانم بنت با عصبانیت داد کشید:
-دختره ی احمق!تو عقلت رو از دست دادی؟میخوای ما و خودت رو به کشتن بدی؟مگه وقتی راه میرفتی کور بودی که افتادی روی جعبه گل ها! اون هم روی رز هالفتی(رزسیاه)گل شاهزاده.
الان میدونی ممکنه سرت رو از دست بدی یا حتی بدتر از اون..
آن دختر با گریه گفت:
+خواهش میکنم منو مجازات نکنید،باور کنید عمدی نبود قسم میخورم.
-عمدی یا غیرعمدی بودنش اصلا کمکی به تو نمیکنه،گل ها کاملا خرد شدن و ساقه هاشون شکسته شده،هیچ کاری نمیشه کرد علاوه بر تو شاید همه مجازات بشن.
آن دختر نباید تاوان چیز کوچکی مثل آن را با جانش بدهد،نزدیک خانم بنت و آن دختربیچاره رفتم رو به خانم بنت کردم و گفتم:
+خانم بنت لطفا اجازه بدید من یک فکری به حال گل ها بکنم شاید هنوز بشه کاریشون کرد.
خانم بنت پوزخند صداداری زد و گفت:
romangram.com | @romangram_com