#قصر_متروکه_خون_آشام_پارت_74
ـ سابرینا و نینا این دوست عزیز ماریاست،ماریا این سابرینا و نینا هستن.
سابرینا دختری مو مشکی با چشمانی قهوهای رنگ داشت و پوستش گندمی بود و جذابیت خاصی داشت،
تنها تفاوت ظاهری نینا با سابرینا چشمان عسلیاش بود. سابرینا و نینا با گرمی از من استقبال کردند.
کمی بعد نینا با کمی مکث به من گفت:
ـ تو اسیر جدید اینجایی؟
با این حرف جسیکا با چشمانش به نینا اشاره کرد که ساکت شود،برخلاف چیزی که باید می شد م از این حرف نینا ناراحت نشدم و راحت حرفم را زدم:
+ درسته من میتونم راحت اینجا بگردم اما من هم مثل شما هیچ وقت نمیتونم از اینجا بیرون برم.
هر سه تای آنها با حس همدردی با من نگاه کردند،سعی کردم موضوع را عوض کنم:
+دخترایی که اینجا هستن چیکار میکنن؟
romangram.com | @romangram_com