#قصر_متروکه_خون_آشام_پارت_116
+از نظر من مشکلی نیست،اما ما کجا میخوایم بریم؟تو میدونی من نمیتونم پام رو از اینجا بیرون بزارم.
-نگران نباش همین جاست اما در واقع این یک سوپرایزه.
+خوب عالیه.
-ایرادی نداره الان بریم پیش خانم ربکا؟
+البته که نه.
-بفرمایید.
من و آیان به سمت اتاق ربکا به راه افتادیم،به در تقه ای زدم و وقتی صدای ربکا را شنیدم هر دو وارد شدیم.
ربکا با دیدن هر دوی ما کمی متعجب به نظر می آمد،او با درنگ گفت:
+ماریا و آیان!اتفاقی افتاده؟
romangram.com | @romangram_com