#قصر_متروکه_خون_آشام_پارت_105
+پرنده ی بیچاره بیا داخل وگرنه از سرما میمیری.
لحظاتی گذشت اما شاهین هم چنان بی حرکت به من نگاه میکرد.
دستم را تکان دادم:
+سلام میفهمی چی میگم؟دارم میگم بیا تو لطفا اینطوری هم به من نگاه نکن.
شاهین کمی دیگر در همان وضع باقی ماند، سپس پرواز کرد.
شاهین چرخی در آسمان زد،خواستم در را ببندم که با دیدن صحنه ی روبه رویم مبهوت ماندم.
شاهین بر فراز آسمان چرخی زد و مستقیم به طرف بالکن آمد.
romangram.com | @romangram_com