#قرار_ما_انتقام_بود_نه_عشق__پارت_242
اراد:الاناست دیگه پیدا بشه بعد از خداحافظی سریع شماره طناز گرفتم خداروشکر بوق زد ولی با شنیدن صدای کس دیگه
از پشت تلفن قلبم کنده شد انگار مضطرب بود
پشت خطی:بله
اراد:ببخشید گوشیه خانوم من دست شما چیکار میکنه؟
پشت خطی: داداش تورو خدا بیا بیمارستان خانومت حالش خوب نیست قلبم برای یه لحظه ایستاد فقط تونستم بگم
اراد:کدوم بیمارستان؟
پشت خطی:بیمارستان............ به سرعت از مطب خارج شدم و به طاها زنگ زدم عین دیوونه ها رانندگی میکردم وای
خدا طنازم؟ عجب ؼلطی کردم تنهاش گذاشتم جواب اراز چی بدم رسیدم و از پذیرش پرسیدم که یه مردی هم سن وسال
خودمو نشونم دادن رفتم طرفش
اراد:ببخشید شما همسر منو اوردین اینجا؟
مرد:بله ولی من بهشون نزدم ولی اونیکه بهشون زد ودیدم
اراد:دیدیش؟
مرد:بله ولی فرار کرد
romangram.com | @romangram_com