#قرار_ما_انتقام_بود_نه_عشق__پارت_229
نیمه شب بود که احساس کردم کشی تکونم داد ولی توجه نکردم بار دیگه وقتی تکون خوردم همراه بود با صدا کردنم با
ناله وقتی چشممو باز کردم دیدم طناز عرق کرده و داره ناله میکنه قلبم اومد تو دهنم سیخ نشستم و سریع گفتم
اراد:چیه:چته طناز؟
طناز:ا.....ارا..... اراد س.....ست......ستاره ایییی سریع بلند شدم و از پله ها رفتم بالا جوری در زدم که فک کنم سکته
کردن منصور دروباز کرد
منصور:چیه اراد؟
اراد:ستاره کو؟
منصور:اینجاس و ستاره اومد دم در فقط گفتم
اراد:ستاره طناز از سر و صدای ما ارام وطاها هم بیدار شده بودن من وستاره دویدیم طرؾ اتاق دیدم طناز داره گریه
میکنه رفتم گرفتمش بؽلم ستاره گفت
ستره:طنازی چی شده؟ با درد گفت
طناز:درد دارم ستاره و گریه کرد ستاره معاینش کردکه دیدم رنگش پرید با نگرانی پرسیدم
اراد:چیشده؟
ستاره:این.......این درده زایمان قلبم برای یه لحظه ایستاد این امکان نداره هنوز یه ماه مونده هنوز نه ماه نشده همینو به
romangram.com | @romangram_com