#قرار_ما_انتقام_بود_نه_عشق__پارت_220
طناز:خب مگه چیه؟
اراد:با این وضیتو تو نمیتونیم بریم؟
طناز:اراد؟
اراد:اصلا فکرشم نکن طناز که همون موقع گوشی اراد زنگ زد وقتی حرؾ زد فهمیدم منصوره بعد از چند دقیقه حرؾ
زدن قرار شد بیان اینجا اینجا حرؾ بزنن حدودیه ساعت بعد اومدن که ستاره منو برد تو اتاق تا معاینه جزئی کرد و پرسید
ستاره:مشکلی که نداری
طناز:نه فقط بعضی اوقات کمرم درد میکنه
ستاره:اون طبیعیه حدود نیم ساعت داشتیم باهم حرؾ میزدم که بلند شدیم رفتیم بیرون بعد از کلی حرؾ زدن قرار شد که
بریم همراه منصور و ستاره و طاها وارام چون امید گفت به ابجینت و شوهرش هم بگو قراره فردا حرکت کنیم داشتم
وسایلمون جمع میکردم که اراد پیشم نشست
اراد:هنوز میتونیم نریم ها فوقش چند ماهی باهام قهر میکنه
طناز:اب وهوام عوض میشه
اراد:نگرانتم طناز
romangram.com | @romangram_com