#قرار_ما_انتقام_بود_نه_عشق__پارت_219
امید:.................
دیدم بادش خالی شد اراد:شرمنده داداش نمیتونم بیام
امید:.................
اراد:امید داداش یه دقیقه قاطی نکن خانومم پا به ماه نمیتونم تا اونجا بیام
امید:................
اراد:منصور جای من میرقصه تو نگران نباش
امید:...............
اراد:بزار ببینم چی میشه؟وقتی قطع کرد پرسیدم
طناز:دوستت بود؟
اراد:اره همونی که حلقه هارو داد برای عروسیش دعوتمون کرد نیشم وا شد
طناز:میریم دیگه نه؟
اراد:نه اینجا نیست نمیتونیم بریم کلا بادم خالی شد
طناز:کجاست مگه؟
اراد:تو گیلان
romangram.com | @romangram_com