#قرار_ما_انتقام_بود_نه_عشق__پارت_215
شد رفتم طرؾ اتاق خواب دیدم اراد تو خواب عمیقیه به خاطره همین دیگه تی وی خاموش کردم یه دفعه هوس کیک کردم
تصمیم گرفتم خودم درست کنم سعی کردم بدون هیچ سروصدایی درست کنم بعد از یکساعت کارم تموم شد و چایساز زدم
ومشؽول چک کردن گوشیم شدم که دیدم از اتاق خواب صدا میاد و اراد اومد بیرون چشماش پؾ کرده بود و صداش به
خاطره خواب کلفت شده بود
اراد:چرا زود بیدارم نکردی
طناز:کاری نداشتم خسته بودی بیدارت نکردم
اراد:اخه تنها نشستی چه بویی میاد؟
طناز:بشین برات چای بیارم
اراد:خودم میریزم تو برو بشین
طناز:حالم خوبه میریزم دیگه مخالفتی نکرد و نشست دوتیکه کیک برداشتم ودوتا چاییوقتی کیک هارو دید با تعجب گفت
اراد:کسی اینجا بود؟
طناز:نه چطور مگه؟
اراد:پس اینا)اشاره به کیک( از کجا رسیدن؟
طناز:خودم درست کردم اول تعجب کرد ولی بعد جاشو به اخم داد
romangram.com | @romangram_com