#قرار_ما_انتقام_بود_نه_عشق__پارت_211

طناز:مرسی و چطوری؟

اراد:الان که صدای تورو میشنوم خوبم چرا زنگ زدم گوشیو برنداشتی نگران شد

طناز:خواب بودم الان که ارام زنگ خونه رو زد بیدار شدم ناهار میای؟

اراد:ارهمیام ولی دست به چیزی نزنید از بیرون میگیرم به ارامم بگو بمونه یا طاها هماهنگ میکنم بیاد اونجا

طناز:باشه

اراد:چیزی نمیخوای برات بگیرم بیارم؟

طناز:نه فقط خودت زود بیا منتظرتم

اراد:چشم عزیزم خداحافظ گلم

طناز:خداحافظ

ارام:چه عجب دل کندی؟حالا چی میگفت ؟

طناز:گفت به طاها زنگ میزنه بیا اینجا تو هم بمون

ارام:خب پس چس درست کنیم؟

طناز:هیچی از بیرون میگیره

ارام:نه زشته خودم درست میکنم با لحن بچه گونه ای گفتم

romangram.com | @romangram_com