#قرار_ما_انتقام_بود_نه_عشق__پارت_210


بلند شدم جمع کنم که اراد مانع شد و نزاشت بلندشم خودش بلند شدظزفارو جمع کرد منم نشسته بودم داشتم فیلم میدیدم که

اراد اومد نشست کنارم و دستشو دور شونم حلقه کرد منم سرمو گذاشتم رو بازوش همین طور که داشتم فیلم میدیدم چشمام

سنگین شد وخوابم برد.

با احساس اینکه کسی در خونه رو زد از خواب بیدار شدم فک کردم خواب دیدم ولی دوباره زده شد تو جام نشستم دیدم رو

تخت خوابم دوباره در خونه زده شد اروم بلند شدم رفتم در بازکردم دیدم ارام بود وخبری از اکرم خانوم نبود رفتم تو اتاق

خواب تا لباسامو عوض کنم که متوجه کاؼذ روس عسلی شدم .قتی برداشتم از دستخطش فهمیدم مال اراد نوشته بود

اراد:سلام خوشگلم صبحت بخیر امروز اکرم خانوم نمیاد ارام میاد پیشت مواظب خودت باشه حق نداری کار کنی منم

سعی میکنم زود بیام بفهمم کار کردی من میدونم وتو از طرؾ شوهر خوشگلت حتی امضا هم کرده بود پرو کم خودشو

تحویل میگیره دیدم تلفن خونه زنگ خورد ارام برداشت

ارام:اره الان اومدم خوابیده بود باشه از من خداحافظ

ارام:طناز بیا داداشِ رفتم تلفن گرفتم

طناز:سلام

اراد:سلام بانو خوبی؟


romangram.com | @romangram_com