#قرار_ما_انتقام_بود_نه_عشق__پارت_195

پاساژ زدم یادته دیگه نه؟ پس جدا شو وگرنه جور دیگه ای جداتون میکنم تو فقط مال منی

طناز:من یه تار موی اراد به صدتا حیوونی مثل تو نمیدم

ساسان:پس جور دیگه ای از هم جداتون میکنم خواستم جوابشو بدم که صدای عصبی طاها اومد

طاها:مثلا چه ؼلطی میخوای بکنی مرتیکه؟به اراد نگاه کردم دست کمی از طاها نداشت ساسان جا خورد

ساسان:تو اینجا چیکار داری؟

طاها:فک میکردم ادمی منم حرفای اراد باور نکردم چون بهت اطمینان داشتم ولی انگار حقیقت داره اگه یه بار دیگه تو یه

قدمی طناز ببینمت حسرتت به دل زندایی و دایی میزارم گمشو بی شرؾ ساسان به کل لال شد و قط با یه نفرت به طاها و

اراد نگاه کرد نفس راحتی کشیدم که دیدم دستای اراد دور شونم حلقه شد وطاها به جایگاهشون برگشت

اراد:خوبی طنازی؟

طناز:اره خوبم نگران نباش بعد از شام با ستاره هماهنگ کرده بودیم بعد از یان که رقص عروس دوماد تموم شد باهم

یکصدا گفتیم

+ طناز وستاره:دوماد عروس ببوس یالا یالا یالا مه داداش مهربونم پیشونی ارام بوسد اَه لعنتی گفتم الان یه صحه 24

میبینیم دست وجیػ هورا بالا رفت حالا نوبت ارام بود

طنازو ستاره:عروس دوماد ببوس یالا یالا یالا البته اینبار همه دخترا گفتن که ارام با خجالت گونه طاها رو بوسید و قسمت

romangram.com | @romangram_com