#قرار_ما_انتقام_بود_نه_عشق__پارت_141
ارام:..............
اراد:ارامی با داداشش قهره ؟دلخور میشم از دستت هااااااا
ارام:کجا بودین ؟ چرا اینقدر دیر کردین ؟ مگه نمیدونی به جز تو کسیو ندارم هاااااان؟
اراد:ببخشید گلم ماشینمون خراب شد موندیم تو جاده دیگه تکرار نمیشه حالا بخند سرشو گرفتم بالا
اراد:بخند داداشی حالش خوب شه که ارام خندید منم پیشونیشو بوسیدم
اراد:حالا میزاری برم پیش طناز؟
ارام:زن داداش چش شده؟
اراد:هیچی تو جاده که بودیم هوا سرد بود تب کرده
ارام:منم بیام؟
اراد:باشه بعد هم رو به اکرم خانوم گفتم
اراد:اکرم خانوم چایی بزار
اکرم: چشم اقا بعدم با ارام داشتیم میرفتیم که دیدم ستاره داره با منصور حرؾ میزنه
اراد:چیشده ستاره خانوم؟
ستاره:هیچی ارام بیا بریم کمک منم خواستم برم تو که منصور نزاشت
romangram.com | @romangram_com