#قهوه_تلخ_پارت_258


سرم رو پایین کردم ،به طرفم اومد وگفت:الهی قربون خانمم برم که اینقد خجالتی است.

نگاه به میز صبحونه کرد وگفت:چیکار کردی کدبانو ؟

لبخندی زدم وگفتم:یه صبحونه خوشمزه آماده کردم.

صندلی رو به طرفش کشید و روی صندلی نشست،با صدای بلند گفتم:اول دوش بگیر بعد صبحونه.

_چشم خانمم.

بلند شد،لپم رو کشید وگفت:تو دوش گرفتی؟

_بله.

_پس چرا بیدارم نکردی؟

_دیدم خوابی دلم نیومد بیدارت کنم.

سرش رو پایین کرد صورتم رو بوسید وگفت:من فدای اون دل مهربونت.

هربار که لب هاش رو روی صورتم می ذاشت نفسم بند می اومد،قلبم تندتند میزد،دست وپام سست می شد یا اینکه خیس عرق می شدم،نگاهم کرد وگفت:حالت خوبه؟

سرم رو تکون دادم،با نگرانی گفت:چرا حرف نمیزنی؟

لبخندی زدم وگفتم:دارم بوسه هاتو پس انداز می کنم.

سرم رو روی سینه ش گذاشتم بدنش گرم بود و بوی عطرش به مشامم می رسید.با لحن مهربونش گفت:من گشنمه برم دوش بگیرم زود میام.

_باشه.

romangram.com | @romangram_com