#قهوه_تلخ_پارت_248




با صدای زنگ گوشی از خواب پریدم ،خمیازه ی کشیدم گوشی رو برداشتم بدون اینکه به صحفه گوشی نگاه کنم با صدای خوابالو گفتم:بله.

صدای خوش آهنگش توی گوشم طنین انداز شد،خندید وگفت:فکر نمی کنی برای بله گفتن هنوز زوده؟

چشم هام رو باز کردم گفتم:تویی فرهاد؟

_پس می خواستی کی باشه؟

_می خواستم تو باشی چون فقط تو این روزها کنارمی.

_قربونت برم عزیزم من همیشه کنارتم شیرینم.زنگ زدم که بگم من خیلی عجله دارم.

با تعجب گفتم:چرا عجله؟!

_منتظرم که زودتر بله رو بگی ودست های گرمت رو توی دست هام بزاری.

با ناراحتی گفتم:یعنی تو اینقد خوشحالی؟

_می خوام بال در بیارم دیشب اصلا نخوابیدم بدجور ذوق زده ام ،شیرین بگو دوست دارم اگه امکانش است.

_دوستت دارم.

با صدای بلند گفت:من بیشتر.

مکثی کردم گفتم: کاش می شد از علاقه هم

عکس گرفت

romangram.com | @romangram_com