#قهوه_تلخ_پارت_217
_عالیم.
_مطمن باشم که عالی هستی؟
با صدای بشاش گفتم:از اون موقع حالم خوب نبود،ولی تا شماره تو رو دیدم و صدات رو شنیدم خوب شدم.
_الهی همیشه خوب باشی،خب چه خبر؟
_خبری نیست ،با پدرم حرف زدم گفتم که پیشنهادش رو قبول کردم.
با صدای بلند گفت:جدی؟
_بله.
_شیرین به نظرت من ارزش این همه دوست داشتن رو دارم؟
با خوشحالی گفتم:بیشتر از این ها برای من ارزش داری.
_شیرین تو برام بهترینی،قول میدم اندازه یه نفسدکشیدن تنهات نزارم.
نفس عمیقی کشیدم گفتم:خدایا شکرت.
_چی شد چرا خدا رو شکر کردی؟
خندیدم گفتم:به خاطر دادن نعمتی مثل تو.
_وای شیرین ممنون.
با شیطنت گفتم:تو چرا گفتی ممنون؟
romangram.com | @romangram_com