#قهوه_تلخ_پارت_208
جز عطر آن که دوستش داری.
همه چیز را می شود نهان کرد،
جز صدای گام زنی که در درونت راه می سپرد.
با همه چیز می شود جدل کرد، جز زنانگی تو...
من می جنگم به خاطر تو ،از دوست داشتنت کوتاه نمیام.فقط خواهشا گریه نکن چون دنیا روی سرم خراب می شه وقتی گریه می کنی.خودم میام با بابات اینا حرف میزنم.
با ناامیدی گفتم:کی میای؟
_همین امروز.
با تعجب گفتم:امروز؟!
لبخندی زد گفت:چیزی نمونده به صبح،باید قبل از اینکه هوا روشن بشه برسونمت خونه.
با ناراحتی نگاهش کردم:نه من نمیرم.
با مهربانی گفت:عزیزم تو میری خونه چون من ازت می خوام توهم باید بگی چشم،وگرنه باهات قهر می کنم.
لبخندی زدم :چشم.
ماشین رو روشن کرد،سرم رو روی شونه ش گذاشتم ،دست هام رو توی دستش گذاشتم.
با صدای مهربونش گفت:شیرین بعضی وقت ها همه چی اون جوری که ما می خواهیم پیش نمیره،اما دیگه آخرین راهش فرار نیست.
سرم رو بلند کردم به جاده نیمه روشن خیره شدم:من چاره ای نداشتم به من باید حق بدی .
romangram.com | @romangram_com