#قهوه_تلخ_پارت_206


رو سفید بیرون آمدند موهای سفیدم...

محکم بغلم کرد ،سرم رو روی سینه اش گذاشتم جفت سینه ش .خیس بارون شدیم بارون باشدت می بارید.فرهاد با دستش اشک هام رو پاک کرد گفت: زن، بايد، شبيه تو باشه

كه نيست ...

من، بايد، خرابِ تو باشه كه هست ...

آه سردی کشید گفت:شیرین خرابم کردی.

دستم هام رو دور کمرش حلقه کردم با

صدای گرفته گفتم: عذاب می‌كشم ولی

عذاب من گناه نیست

وقتی شکنجه گر تویی

شکنجه اشتباه نيست !...

محکم بغلم گرفت صدای نفس هاش رو حس می کردم،ضربان قلبش تند تند میزد به سرعت باد.هر دو خیس بارون بودیم ولی سرمای هوا رو احساس نمی کردیم چون با گرمی نفس های همدیگه گرم بودیم.چشم هام رو بستم احساس می کردم روی ابرهام دارم پرواز می کنم،با صدای خوش آهنگش گفت: بگذار تا ببوسمت

ای نوشخند صبح ...

لبخندی زدم گرمی لب هاش لب هام رو آتشین کرد.باورم نمی شد این همه خوشبختی برایم محال بود.چشم هام رو باز کردم توی نگاهش خیره شدم گفتم:بوسه هایت را به من صدقه بده تا از هفتاد بلا در امان باشم ای راحت جانم.

بعد از چند دقیقه با خوشرویی گفت:شیرینم؟

از ته دل با لبی پر از خوشحالی گفتم:جانم.

romangram.com | @romangram_com