#فریاد_بی_صدا
#فریاد_بی_صدا_پارت_120
لبم را گاز گرفتم، قبولش برایم سخت بود!
سهیل خندهی تمسخرآمیزی کرد!
-جنگ دوم رو وقتی داریم که گلی جون بفهمه طرف یه پسر همسن هومن داره!
آنقدر بلند هین کشیدم که سهیل سریع واکنش نشان داد و با دستش دهانم را گرفت!
-هیش تابلوبازی درنیار گلی بفهمه سکته می کنه!
دستش را پس زدم.
-عه سهیل خفهم کردی حواسم هست! چرا این کارو کرده آخه!
-چه میدونم لابد یا خر شده یا طرف خرش کرده! از این دو حالت خارج نیست، ولی خیلی فرق دارنا اگه خر شده باشه که باید ببریمش تو طویله ببندیمش تو اسباب کشی به دردمون میخوره پول وانت نمیدیم ولی اگه خر...
چپ چپی نگاهش کردم.
-سهیل چطور میتونی وسط جنجال جفنگ بگی!
میان خنده جواب داد:
-جفنگ چیه خره! میگم احتمال زیاد خر کرده چون انگار طرف مایه داره!
از کنارش بلند شدم.
-برم ببینم چه خبره!
گوشه ی مانتوام را گرفت و مانع حرکتم شد.
-کجا! بشین ببینم شاید مسئله کرمک های بدخیم مردونه باشه تو بری باید با ایما و اشاره علت خر شدن و خر کردنو باز کنن برا هم!
خیلی جدی شوخی می کرد و همین حالت بیانش خنده دار بود!
به اعتراضش توجهی نکردم و به اتاق امید رفتم، در بسته بود، با پشت دستم تقه ای زدم، امید جواب داد:
-جانم؟
در را باز کردم.
-اجازه هست؟
امید لب طاقچه نشسته بود و هومن کنار دیوار روی زمین؛ از حالت نشستنش دلم برایش سوخت! پاهایش را سمت شکمش تا کرده و دست هایش را از آرنج روی زانوهایش تکیه داده و سرش را رو به بالا به دیوار تکیه داده بود.
romangram.com | @romangraam