#فریاد_بی_صدا
#فریاد_بی_صدا_پارت_104


-واقعا معذرت میخوام متوجه نشدم. خوبه یعنی چی بگم؛ خوب نیست اصلا.

-وای نصفه جونم کردی چی شده پروا؟

-دیالیز شده باید پیوند بشه، کلیه هاش دارن از کار می افتن.

-الهی بمیرم فکرشو نکن خوب میشه زود، کمکی از دستم برمیاد؟

-اوم...

فکری به سرم زد، در مورد کاری که می‌خواستم انجام دهم نه با امید می توانستم مشورت کنم نه با سهیل نه هیچ کدام از همسایه ها...

-ساحل من چند تا سوال دارم تو با پزشکای زیادی در ارتباطی می‌تونی کمکم کنی.

-جانم عزیزم بگو.

-راستش خب می دونی که من هزینه ی خرید کلیه رو ندارم از طرفی هم وضعیت مامانم خوب نیست و باید زود پیوند انجام بشه و نمی تونم صبر کنم بلکه کلیه با شرایطش پیدا بشه، من میخواستم ازت بپرسم کجا می‌تونم برای فروش کلیه اقدام کنم؟

متعجب پرسید:

-بفروشی؟ مگه نباید بخری؟

چقدر بیانش برایم سخت بود!

-کلیه خودمو ساحل!

هین بلندی کشید که گوشی را از گوشم فاصله دادم.

-شوخی می کنی پروا؟

دوباره گوشی را به گوشم چسباندم و نگاهی به سالن خلوت بیمارستان انداختم و روی نیمکت نشستم.

-نه! من نه وقتشو دارم که صبر کنم نه راه دیگه ای!

-پاشو بیا مرکز کارت دارم دیوونه شدی.

-من که نمی تونم بیام مامانم تنهاست بیمارستان بستریه.

-خب بشینی کنار مادرت کلیه میخری با می‌فروشی! باید دنبالش بریم که اوکی شه دیگه دختر خوب، یکی رو بذار جای خودت کنار مامانت بیا اینجا بریم اونجایی که می‌خوای؟

-کجا؟

-ناصرخسرو!

-ناصرخسرو چیکار؟

romangram.com | @romangraam