#انتخاب_من_پارت_127
پروانه : صنم توهم يهووو ناپيده شدي هااا
صنم : اره اما از اين به بد پيداي پيدا هستم
سهراب : خداکنه
: چقدر دل تنگه اينجا بودم. چقدر دل تنگ شماهاا.
ياشار: ديگه ترکمون نکن
: سعي ميکنم.
پدرام : آفرين سعيتو بکن.
: راستي ياشار بالاخره به پروانه گفتي عاشقشي
با اين حرفم پري و ياشار به هم نگاه کردن و بقيه ي من.
: توچي پروانه گفتي به ياشار که عاشقشي
يهو پروانه و ياشار باهم گفتن : توهم عاشقه من هستي
ماهم زديم زير خنده
: پدرام توچي به حنانه گفتي از عشقت. حنانه تو به پدرام گفتي.
اين دوتا هم با شادي به هم نگاه کردن.
: توچي سهراب به حميرا گفتي دوستش داري
امين : همه عاشق هستن اينجا
: اره دل ها گير کرده پيش يار.
سکوت زيباي حاکم بود خوشحال بودم ميدونستم ابي از اينا واسه اعتراف گرم نميشه واسه همين خودم پيش قدم شده بودم
: خوب ما ديگه بريم تا عاشق ها باهم خوش باشن.
romangram.com | @romangram_com