#انتخاب_دوم_پارت_188
وحيد-توخيلي غلط ميکني که ميري دنبال زندگيت...مگه اينکه ازرو نعش من رد شي يلدا
ووووي...چي داره ميگه؟!!!!!!!
-ميرم خوبشم ميرم...چطور توبري باهواخواهات من بمونم بپوسم؟همچين شوهر کنم توکفش بموني
باعصبانيت وحشتناکي گفت:ميکشمت يلدا...ببند دهنتو
-ول کن دستمو عوضي...ازت بدم مياد.
جيغ ميزدمو وول ميخوردم.يهو نفهميدم چي شد که شروع کرد به بوسيدن لبام.
بهت زده مونده بودم.
لبات از آکبندي درومد يلدا...اونم به دست کي؟وحيد!...
محکم منو چسبوند تخت ديوار...اينقدر باحرارت ميبوسيد که وقت نميکردم نفس بکشم.
بلاخره خسته شد.پيشوني اش روپيشوني ام بودو تند تند نفس ميکشيد
-داري بازم باهام بازي ميکني نه؟
وحيد-آره
باحرص مشت زدم به سينه اش.به زور دستاموگرفت
-برودست از سرم بردار
اينو با داد گفتم.اونم مثل من باصداي بلند گفت:نميتونم
-ميخواي اذيتم کني...ولم کن...چرانميفهمي ديگه کشش ندارم؟نميبيني؟حال خرابمو نميبيني؟ولم کن
وحيد-مهم نيس
-چي برات مهمه هان؟ميخواي کنارت باشم ولي از خونه بيرونم ميکني...چشمات ميخوان بمونم اما زبون نيش دارت آزارم ميده...توبدترين شرايط زندگيم نبودي...مامانم مرد نبودي...بچه اتوتوشکمم نگه ميداشتم کنارم نبودي...لعنتي منوبعد زايمان مثل آشغال دور انداختي...شوهرم پولش از پارو بالا ميره اما خرج منوبچه اشوبايد يکي ديگه بده...حتي نميپرسي چيزي لازم نداري؟من به درک...به جهنم...بچه اتم نميخواستي...توکه دوسش نداري چرا حالا اومدي ازم بگيريش...وحيد من دوسش دارم...تروخدايه ذره انصاف داشته باش.تاکي ميخواي از بازي کردن باهام لذت ببري؟بس کن خواهش ميکنم
romangram.com | @romangram_com