#اجبار_اختیاری_اختیار_اجباری__پارت_476
جوابشو ندادم.فقط اشکای جمع شده تو چشمامو کنترل می کردم که نچکه.
-یعنی از وجودش غصه نمی خوری؟
بازم سکوت.هیچ جوابی بهش ندادم.
-بخاطر بچه می مونی آره؟
سرمو بلند کردم و با عصبانیت گفتم:
-این چه حرفیه میزنی؟میگم عاشقشم حتی اگه این بچه نبود هم می موندم.
با نیمچه لبخندی گفت:
-آخه عاشق چیه اونی؟
اشک از چشام چکید و گفتم:
-عاشق اینم که فرق داره باهمه واسم.با همه مردای دنیا فرق داره.
پوزخندی زد و گفت:
-ولی از نظر من اون فقط یه نامرده.
romangram.com | @romangram_com