#اجبار_اختیاری_اختیار_اجباری__پارت_431


با صدای فواد از فکر دراومدم سمتش برگشتم و گیج گفتم:

-چیو چیکار کنم؟

کلافه گفت:

-مدارک رو دیگه!باید زودتر پیداشون کنی.

نگاهی به نیاز انداختم نفسمو پرصدا بیرون دادم و گفتم:

-نمیدونم!از طرفی میخوام زودتر پیدا شه، از طرفی می ترسم نیاز رو تنها بذارم و کارا خرابتر شه.

چونشو خاروند و بعد از کمی گفت:

-آره تا حالا از این زاویه بهش نگاه نکرده بودم.اگه وقتی نیستیم بلایی سرش بیاد چی؟

کلافه چند دوری قدم زد و یهو بشکنی زد و گفت:

-یافتم!خیلی ساده میشه این مشکل هم حل کرد.

کنجکاو پرسیدم:

-چطوری؟

romangram.com | @romangram_com