#اجبار_اختیاری_اختیار_اجباری__پارت_379
اخم کردم و گفتم:
-خودم می خواستم بهش پول بدم لازم نبود تو بگی با فهم!
دست کردم تو جیبم و هرچی پول بود گرفتم سمتش."ممنون" گفت و سریع از ماشین پیاده شد.با بسته شدن در سمت فواد برگشتم و با عصبانیت گفتم:
-هیچ معلومه تو چه مرگته؟چرا همچین میکنی؟
-من چه مرگمه یاتو؟کیفت کوکه جون یه آدمو گرفتی؟
-من چه مرگمه یاتو؟کیفت کوکه جون یه آدمو گرفتی؟
با چشمای گرد شده بهش خیره شدم.کم کم خندم گرفت و بلند بلند زدم زیر خنده.حالا فواد تعجب کرده بود با خنده گفتم:
-واسه همینه با یه من عسل هم نمیشه خوردت؟
اخماش تو هم رفت و گفت:
-نه انگاری کیفت کوکه واقعا.این کم چیزیه؟
خندمو کنترل کردم و گفتم:
-شرمنده داداش نمی دونستم عضو سازمان حمایت از حقوق نوزادان به دنیا نیامده ای!
romangram.com | @romangram_com