#اجبار_اختیاری_اختیار_اجباری__پارت_378
با عصبانیت گفت:
-شنیدم دیگه چند بار میگی؟این خیابونو رد کنیم خانوم حسنی هست.دکتر خوبیه!
سرجام نشستم و با اخم گفتم:
-چرا دعوا داری خب؟مثل آدم جواب بده دیگه!
"برو بابا"یی زیر لب گفت و به راهش ادامه داد.گیج شدم.رفتار فواد کاملا تغییر کرده بود.با توقف ماشین برگشتم سمت نیاز و گفتم:
-منم بیام؟
-نه.فقط چیزه...
-چیه؟
این دست اون دست کرد و اخر گفت:
-هیچی!
فواد کلافه گفت:
-پول میخواد اینو هم نمی فهمی؟
romangram.com | @romangram_com