#اجبار_اختیاری_اختیار_اجباری__پارت_351


-اینم از بچه ای که معرف حضور شما هست.

با خنده سری تکون داد و گفت:

-سلام نیاز خانوم!صبحتون بخیر.

نیاز به ارومی جوابشو داد:

-سلام.صبح شمام بخیر!البته صبح ما بخیر بود اگه شما می ذاشتین.

چهره ی فواد یه لحظه کاملا خنثی و ضایع شد.خندم گرفت خوب زد تو پرش.نیاز ریز می خندید و منم خنده ای به پهنای صورت داشتم.چشم غره ای به ما دو تا رفت و گفت:

-همینه میگن زن و شوهر دعوا کنن،

به خودش اشاره کرد و گفت:

-ابلهان باور کنند!

دستشو بالا اورد و جفت اشاره هایشو به سمتمون گرفت و گفت:

-شما دو خیلیم باهم خوبید ،خیلی هم همدیگه رو دوست دارین؛

جفت انگشتاشو به سمت خودش گرفت و گفت:

romangram.com | @romangram_com