#اجبار_اختیاری_اختیار_اجباری__پارت_311


-خاک بر سرت پرهام!هیچی از قانون سر در نمیاری نه؟

گیج گفتم:

-چه قانونی؟

سری تکون داد و گفت:

-اول به یه سوالم جواب بده بعد بهت میگم.

نگاهشو بهم دوخت و گفت:

-تمام اینکارایی که با نیاز کردی برای همین برگه لعنتی بود؟

-آره!

نفس عمیقی کشید وگفت:

-آخه احمق جون این که دیگه عهد بوق نیست که تو یه امضا کنی همه قبول کنن.این امضای تو رسمی نیست داداش من!الان هرجایی که پویا بخواد بره تو باید بری و امضا کنی،تو باید رضایت بدی،عمه با اون حضانتی که هیچ شاهدی هم نداشته هیچ غلطی نمیتونه بکنه،فقط تنها مشکلت اینجا اینه که پسرش وکیله!

شوکه نگاهش کردم که گفت:

-وکلا کاغذ بازی تو خونشونه.این نگران کنندستولی همونم به وقت زیادی احتیاج داره.اینطور که تو گفتی این احمد تازه چند ماهیه مهر وکالت خورده.یعنی تازه چند ماهیه که شروع به کار رو برگه پویا هم کرده.نمیگم اصن نگرانی نداره داره ولی نه زیاد.حدود 6 ماهی وقت داری برگه رو پیدا کنی و تو این مدت ازشون کاری بر نمیاد.

romangram.com | @romangram_com