#اعدام_یا_انتقام
#اعدام_یا_انتقام_پارت_190
با گلايه صداش زدم
- على!
نگاه خندانى بهم کرد
- جانم؟
چى گفت؟!
گفت جانم..
به من؟
چرا؟
مگه من جونشم؟!
مگه خودش نگفت پرستار بچه اشم
پس چرا امروز اينجورى ميکنه
داره معادلاتمو بهم ميريزه
نکنه خيالى داره ...
نکنه مهربون شدنش از قصد و غرض باشه؟!
منتظر داره نگاهم ميکنه
چرا منتظره؟
من قرار بود حرفى بزنم؟
چى ميخواستم بگم؟
سرمو چرخوندمو عسلو ديدم
آهان!
عسل!
- چرا گازش گرفتى؟
- دوست دارم
خوشم مياد
- منم از خيلى چيزا خوشم مياد بايد انجامشون بدم؟
- آره
حالا چه چيزى هست؟
پررو
با حرص نگاهش کردمو گفتم:
- مثلا دلم ميخواد با اين دمپايى که پامه بکوبونم تو سرت
خوبه؟
با تعجب نگاهم کردو بعد بلند بلند خنديد
romangram.com | @romangraam