#اعدام_یا_انتقام
#اعدام_یا_انتقام_پارت_184
ولى مگه زندگيم چقدر دوام داشت!
بيشترين خاطراتم خلاصه شده تو اين قفس تنهايى
کاش مرغ عمرم پر بکشه و بره
اينجورى هم من راحت ميشم هم بقيه
حتى على هم راحت ميشه
تا کى عزب بمونه!
مرده
جوونه
نياز داره زن بگيره
يکى که حرفشو نگاهشو بفهمه
يکى که دردرى از دردشبرداره
خستگى از تنش بيرون کنه
نه من که خستگى به جونش ميکشم
تو اين دو روز ترحم و غم نگاهشو حس ميکنم
با افسوس نگاهم ميکنه
معلومه که دلش ميخواد منو ازاين حالو هوا در بياره
ولى نميدونه چجورى
موقع شام مثل اين دو روز با غذام بازى ميکردم
غذاى عسلو زودتر داده بودمو خوابونده بودمش
امروز عصر نخوابيده بود، براى همين زود خوابش برد
نگاه سنگين على ر. روى خودم حس ميکردم
ميگم سنگين، چون واقعا سنگين بود
- چرا غذاتو نميخورى؟
بدون اينکه نگاهش کنم جوابشو دادم
- ميل ندارم
- چرا؟
مگه چى خوردى که سيرى؟
- چيزى نخوردم، ولى اشتها ندارم
- غذا رو دوست ندارى؟
ميخواى برم برات غذا بگيرم؟
هان؟
يه چيزى که دوست داشته باشى!
romangram.com | @romangraam