#اعدام_یا_انتقام
#اعدام_یا_انتقام_پارت_178
مثل مريم که براى على دست نيافتنى شد
سهيل گناه داره
داغ سنگينيه براى مرد که زنش ...
اونم سهيلى که عاشقمه
چه اشکالى داره بهش بگمو کمى مرحم درداش بشم؟!
هنوز دو دلم که بهش بگم يا نه!
آخه ديگه شوهرم نيست که بخوام از کوچيکترين مسايلم بهش بگم
الان على شوهرمه
ولى على از من هيچى نميدونه
خصوصى ترين چيزهاى منو سهيل ميدونه
گذشته از اون من هنوز سهيلو شوهرم ميدونم
چيز خاصى که نميخوام بگم..
فقط ميگم اتفاقى بين منو على نيوفتاده
اينکه عيبى نداره!
اما اين مرد الان با من نسبتى نداره ...
الان غريبه ست
درست نيست بگم..
آخ!
ديوونه شدم
نميتونم بشينمو آب شدن سهيلمو ببينم
اون از خودم برام عزيزتره
ميدونم بيشترين ناراحتى که داره از اينه
تصميممو گرفتم
من نميتونم غمو تو چشماى عسل رنگ سهيل ببينم
سرمو پايين انداختمو با انگشتاى دستم بازى کردم
نفس عميقى کشيدمو لبمو با زبونم تر کردمو گفتم:
- سهيل!
جوابى نداد، سرمو بلند کردمو ديدم بهم خيره شده و منتظره
حرفمو ادامه دادم
دوباره چشمامو به زمين دوختم
روم نميشد تو چشمش نگاه کنمو اين موضوعو بگم
شايد يه زمانى هيچ حيايى در برابرش نداشتم ولى الان..
romangram.com | @romangraam