#اعدام_یا_انتقام
#اعدام_یا_انتقام_پارت_172


اين همه مدت زنشى نگاه چپ بهت نکرده، اون وقت حالا با يه نگاه که از عمد هم نبوده اينجورى ميگى!

على هرچى که هست، چشم چرون نيست

چه طرفداريشم ميکنم

از کى طرفدارش شدم؟!

يه ساعتى گذشتو من تو اتاق نشسته بودمو فکر ميکردم

با صداى تقه اى که به در خورد از فکر بيرون اومدم

صداى على به گوشم رسيد

- بهار

بهار

- ...

- بهار خانوم با شمام!

- ...

- جوابمو ندى درو باز ميکنما!

درو باز کنه .

منکه هنوز با اين لباسام ...

اگه درو باز کنه که بدتره

ولى با چه رويى جوابشو بدم؟!

- بهار

- ب ... بله؟

- بيا بيرون، عسل بهانه اتو ميگيره!

- الان ميام

لباسمو عوض کردمو نفس عميقى کشيدمو درو باز کردم

آخرش که چى؟

به هر حال بايد باهاش روبرو شم

تا شب نگاهمو از على دزديدم

اونم آقايى کردو به روم نياورد

از اين اخلاقا نداره که بخواد سوتى دادنتو به روت بياره

به هر حال ممنون اين اخلاقشم

دو روز ديگه هم گذشت

تو اين دو روز خيلى با هم حرف نزديم

فقط در حد گفتگو هاى واجب با هم حرف ميزنيم

هنوزم وقتى يادش ميوفتم که با چه وضعى جلوش بودم. ...

romangram.com | @romangraam