#اعدام_یا_انتقام
#اعدام_یا_انتقام_پارت_168


- باشه بريد براتون ميارم

- چه کاريه!

ميمونم ميخورم ديگه!

ديوونه ام کرد

على کجاست که اين اومده اينجا!

ليوان آبو به دستش دادم

تشکرى کردو يه نفس آبو سر کشيد

بعد در حالى که ليوانو رو کابينت ميذاشت به سرتا پام با لبخند نگاه کردو گفت:

-ست کردى باهام!

- من اگه ميدونستم تو از اين رنگ خوشت ميادو امروز مى خواى بپوشى، عمرا " اينو نميپوشيدم

- چرا؟

رنگ به اين قشنگى

خيلى بهت مياد

- ممنون!

- هنوزم سهيلو دوست دارى؟

از سوالى که يه دفعه اى پرسيد جا خوردم

به اون چه ربطى داره داره!

اخمى کردمو گفتم:

- به شما ربطى نداره!

- محض کنجکاوى پرسيدم!

- کنجکاوى يا فضولى؟!

- چرا انقدر از من بدت مياد؟

- ميدونى و بازم از رو نميرى!

چقدر پرويى تو!

احيانا " از ورثه ى سنگ پاى قزوين نيستى؟

با اين حرفم چشماش گرد شدو خنده ى کنترل شده اى کرد تا صداش بيرون نره

صورتش از زور خنده سرخ شده بود

يه کم که گذشتو خنده هاش تموم شد گفت:

- تو ديگه کى هستى!

دختر يه دونه اى!

اى بابا

من هر چى ميگم بدش بيادو دمشو بذاره رو کولشو بره

romangram.com | @romangraam