#اعدام_یا_انتقام
#اعدام_یا_انتقام_پارت_164


شبيه لبنانى ها شدى

- مگه ايرانى ها کمتر از اونان؟!

نه، نه، منظورم اينه که خيلى بهت مياد

يه دختر سفيد، با چشمو ابروى مشکى و قيافه ى کاملا شرقى، که تو يه چادر عربى قاب گرفته شده

با تعجب نگاهش کردم

تو اين مدت رفتارش خيلى باهام خوب شده ولى ديگه اين حرفا خيلى زياد بودکه بزنه!

تو چشمام خيره شدو با لحن آرومى گفت:

- فوق العاده شدى!

نگاهمو ازش گرفتمو خودمو به نشنيدن زدم

نگاهمو به جايى که على و عسل بودن دوختمو گفتم:

- ا، اونجان!

و بدون اينکه منتظرش بشم به سمت على رفتم

وقتى کنار على رسيدم نفس آسوده اى کشيدمو با لبخند نگاهش کردم

مهدى منو گيجم ميکنه

نگاهش!

حتى با نگاه على هم فرق ميکنه

شبيه نگاه سهيله!

نه اين غير ممکنه

اون حتما چون به عسل محبت ميکنم با محبت نگاهم ميکنه

آره

حتما منو به جاى خواهرش ميبينه

تا آخر شبو حتى موقع شام از نگاه کردن به مهدى فرار کردم

شبم که تا خونه رسيديم به سرعت ازش خداحافظى کردمو به اتاقم رفتم

اونم خداحافظى کردو رفت

تمام شب فکرم مشغول شد

چرا زندگى داره با نن بازى ميکنه

ياد اين جمله افتادم:

-زندگی چیست؟

تصویری ازنقاشی خداوند ... فقط مال بعضیها رو داده لئوناردوداوینچی کشیده ومال مارو خدیجه 6 ساله ازساووجبلاغ!

خدا يا خودت کمکم کن

خدايا شکرت!

عيد از راه رسيدو سال قبل با همه ى بدى هاش تموم شد

romangram.com | @romangraam