#دزد_قلبم_پارت_411
سری تکون دادم:هیچی گرسنه نیستم
اخمی کرد:یعنی چی ناهارم نخوردی
-چون واقعا گرسنم نیست میخوام برم بخوابم
از جام بلند شدم و به سمت اتاقم رفتم
روی تخت دراز کشیدم
اتاق اینجا با اتاق قبلیم فرق داشت
تختش یه نفره کرم رنگ بود با ملحفه ی سفید بود و میز و صندلی و پرده های گرم رنگ
کلا ست کرمی بود اتاق
به شکوفه فکر کردم و اشکم سرازیر شد
هر بازی یه قربانی داشت و حالا قربانی این بازی شکوفه بود
هومن:
romangram.com | @romangram_com