#دزد_قلبم_پارت_403
پرید وسط حرفم و با لحنی که میشد به راحتی صداقتو توش حس کرد گفت:دوست دارم
به چشماش خیره شدم
این این دختر واقعا عاشق من بود؟
بعد من داشتم بازیش میدادم؟
چشمامو بستم:دیر وقته برسونمت؟
لبخندی زد:الان حاضر میشم
به سمت اتاقم رفت
کلافه روی مبل نشستم
چیکار کنم؟
پرهام:
از ماشین پیاده شدم و به شکوفه نگاه کردم
romangram.com | @romangram_com