#دزد_قلبم_پارت_383
-اسمم باربده خاله
-به به چه اسم قشنگی
لبخندی زدم و روبه پسره گفتم:خوب آقا باربد چی میخوری برم برات بگیرم؟
-نه عمو من چیزی نمیخوام میخوام تخم مرغ بگیرم برم با آبجیم بخورم
لبخندی زدم:خوب واسه آبجیتم میگیرم خوبه؟
باربد با خوشحالی سرشو تکون داد
رو به شکوفه گفتم:تو چیزی نمیخوای؟
با قدردانی نگام کرد:نه مرسی
لبخندی زدم و از اتاق خارج شدم
بعد یک ساعت با سه تا پیتزا و پنج تا کمپوت برگشتم تو اتاق
پرستار داشت سرمو از دست باربد در میاورد
romangram.com | @romangram_com