#دزد_قلبم_پارت_375
آب دهنشو قورت داد و به سمت کرسی رفت
-خوب چیکار کردی؟
دختر کوله پشتی رو جلوشون گذاشت
یکی از اون دوتا کوله رو باز کرد و محتویاتش رو خالی کرد
پر از مواد و پول
چشمای هردو برق زد
-آفرین کارت حرف نداشت با این که تجربه ی اولت بود ولی خوب از پسش براومدی
دختر سری تکون داد:م..ممنون
مرد خنده ای کرد:حالا چرا انقدر ترسیدی؟اسمت چی بود؟
با ترس زمزمه کرد:ب...بهار
-بهار؟ اسم قشنگی داری شنیدم داداشت مریضه
romangram.com | @romangram_com