#دزد_قلبم_پارت_361
گردنبندی که شکوفه واسم خریده رو برداشتم و انداختم گردنم
نگاهی به داخل کمد انداختم و با دیدن اون لباسا زهرخندی زدم
هیچ کدوم از این واسه من نبودن
فقط همون لباسای قبلی خودمو که گوشه کمد بود پوشیدم
کولمو برداشتم وآماده رفتن شدم
نگاهی به سرتاسر اتاق انداختم و بعد از اطمینان کامل خارج شدم
به طرف اتاق شکوفه رفتم و با احتیاط در رو باز کردم
هر چند ساعت 4 صبح بود و مطمئنا خواب بود اما بازم احتیاط شرط عقله
با دیدنش که رو تخت خوابش برده لبخندی روی لبم اومد
به سمتش رفتم و بالای سرش ایستادم و بهش خیره شدم
اگه تو دنیا یه نفر باشه که حاضربشم جونمم واسش بدم اون شکوفس
romangram.com | @romangram_com